یک روز ،
روی این همه بغض بی دلیل
پارچه ای

پی نوشت: هیچ کســـ نفهمید خُدآ هَمـــ تنهــآییشــــ رآ فریــ ـآد میـــ زنــد.
قُلــ هُوَ اللہ اَحَـــ ـد
نوشته شده توسط شکیبا در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 ساعت موضوع لطایف | لینک ثابت
نمی فهمید که چرا اینقدر عصبی است....
سرش تیر می کشید و
رگهای مغزش انگار می خواست منفجر بشه...
چشماش می سوخت و اشکها پشت پلکش ردیف شده بودند .
شدیدا" احتیاج داشت کمی گریه کنه ...
اما موقعیتش نبود......چون تنها نبود !!
روز پر مشغله ای را گذرونده بود و او.... بسیار ناآرام...
مستاصل مونده بود چه کنه ؟!!!
آهی از ته دلش کشید : خدایا چقدر خسته ام... چقدر ....
نا خواسته به روبروش خیره شده بود .....
یک دفعه پرده تکون خورد و باد به درون اتاق خزید...
نظرش جلب شد !!
تعجب کرد..... صدای باد را می شنید.
می گفت : بیا ....!!! پاشو بیا !!!! .... کارت دارم....
بلند شد و رفت توی بالکن.
باد توی گوشش زمزمه می کرد :
... به ماه نگاه کن ! ببین چه مهتاب قشنگیه !!
شب چهاردهم بود و قرص ماه تازه طلوع کرده بود.
... و تو میدونی که ماه در افق چقدر زیباست!!!!
با دیدن ماه آرامشی در وجودش دوید.
محو تماشا شده بود و غصه هایش را فراموش کرد.
باد هنوز هم در گوشش آواز می خواند و
نوازش اونو روی صورتش احساس می کرد.
چه خنک..... چه روح نواز......
لبخندی روی لبهاش نشست.
از باد تشکر کرد و بوسه ای براش فرستاد.
حالا خیلی آرومتر شده بود!
اما خب..... مشکلات ...... هنوز توی اتاق بودن
نمی خواست برگرده به اتاق...
ولی داشتن صداش می کردن...
" مامان !!...... مامان !! ......"
باید می رفت...
نفس عمیقی کشید و رفت... محکم و مطمئن رفت !

پی نوشت :

نوشته شده توسط شکیبا در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ساعت موضوع دل نوشته | لینک ثابت
الان که دارم اینها را می نویسم می تونم به یقین بگم که هیچی نداریم .. ! ....
. . . . . . . . .
چه جالب ... اصلا یقین ندارم به این .. اصلا و ابدا ..
جلوی چشمم یه عالمه چیز شروع به رژه رفتن کردن ... چیزهایی که داریم ..
مثل خود شرکت .. هر چند بسیار مقروض
مثل سلامتی و امیدواری که روز به روز بیشتر میشه
مثل پسرا .. گلهای زندگی ام که پا بپای پدرشون دارن کار می کنن
دوستان و اقوامی که پشتمون ایستادن و دارن از همه چی مایه میذارن تا این معضل زودتر برطرف بشه
مامان و بابا و مراقبت هاشون ......
دعای هزاران دوست و آشنا و رفیق و غریبه و خودی ...
و ... خدایی که در این نزدیکیست !!
پس من برای این همه داشتن و اندکی نداشتن باید خیلی شاکر باشم !!
خدایا شکرت
در بلا هم می کشم لذات او
مات اویم ، مات اویم ، مات او

پی نوشت : اومدم یُخده بنالم اما نشد ... جالبه ... نه؟؟ !!!!!
نوشته شده توسط شکیبا در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ساعت موضوع دل نوشته | لینک ثابت
تا حالا کسی را دیده اید که
در مصیبت خودش دیگران را تسلی بده ؟!!!!!

ای تپش های تن سوزان من
آتشی در مزرع مژگان من
ای ز گندمزارها سرشارتر
ای ز زرّین شاخه ها پر بارتر
ای درِ بگشوده بر خورشید ها
در هجوم ظلمت تردید ها
با توام دیگر ز دردی بیم نیست
هست اگر، جز درد خوشبختیم نیست
نوشته شده توسط شکیبا در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ساعت موضوع دل نوشته | لینک ثابت
عشق یعنی .................................................................خلوت و راز و نیاز
عشق یعنی..........................................محبت و سوز و گداز
عشق یعنی ........................سوز بی ماوای ساز
عشق یعنی ....نغمه ای از روی ناز
عشق یعنی .............................................................کوی ایمان و امید
عشق یعنی ...................................... یک بغل یاس سپید
عشق یعنی ......................... یک ترنم از یه یار
عشق یعنی ..... سبزی باغ و بهار
عشق یعنی ........................................................... لحظه دیدار یار
عشق یعنی............................................ انتهای انتظار
عشق یعنی........................ وعده بوس و کنار
عشق یعنی یک تبسم بر لب زیبای یار
عشق یعنی ....................................................... حس نرم اطلسی
عشق یعنی...................................... با خدا در بی کسی
عشق یعنی......................... همکلام بی صدا
عشق یعنی.........بی نهایت تا خدا
عشق یعنی ........................................................... انتظار و انتظار
عشق یعنی .................................... هر چه بینی کس یار
عشق یعنی................... شب نخفتن تا سحر
عشق یعنی .... سجده ها با چشم تر
عشق یعنی ....................................................... دیده بر در دوختن
عشق یعنی .....................................از فراقش سوختن
عشق یعنی ..................... سر به در اویختن
عشق یعنی.... اشک حسرت ریختن
عشق یعنی ..................................................... لحظه های ناب ناب
عشق یعنی ........................................لحظه های التهاب
عشق یعنی ............................ بنده فرمان شدن
عشق یعنی ............تا ابد رسوا شدن
عشق یعنی ............................................ گم شدن در کوی دوست
عشق یعنی ............................. هر چه در دل آرزوست
...................................عشق..........................................

نوشته شده توسط شکیبا در پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ساعت موضوع اشعار | لینک ثابت

نوشته شده توسط شکیبا در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ساعت موضوع لطایف | لینک ثابت
از دنیا کلافه که میشم ... بقچه ام را جمع میکنم ،
چند عکس یادگاری و چند دستمال برمی دارم ...
میرم یک گوشه .... پشت به دنیا ، رو به خدا ...
عکسها را بغل می کنم ، روی قلبم میذارم و نجوا می کنم با خدا ...
آرام آرام زمزمه کنان می گم و خدا هم آرام آرام گوش می کنه...
و من قطره های اشکم را لابه لای دستمال قایم می کنم!!

برای سودابه گلم !!
پی نوشت : تنهایی و غربت و ... خدایی که همین نزدیکی است!
عالمی داره به خودش .. بخدا !!
نوشته شده توسط شکیبا در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ساعت موضوع دل نوشته | لینک ثابت
حضرت زهرا علیه السلام:
انسان دارای ظاهر و باطنی است. ظاهر آدمی، همان بدن و باطنش، روح و روان اوست. همان گونه که بدن دارای احکامی مانند طهارت و نجاست است و در صورت نجاست، با آب پاک میشود، روح و روان نیز، نجاست و طهارت دارد. نجاست روح، شرک به خداوند است که جز با ایمان پاک نمیشود. شرک از گناهان آمرزشناپذیر است5 و براساس کلام نورانی امیرمؤمنان، شرک گناهی است که همه اعمال انسان را باطل میکند6.
تنها چیزی که میتواند این نجاست و پلیدی روح را از بین برده، صفا و جلوه دوبارهای به قلب و روح آدمی دهد، ایمان به خداست. حضرت زهرا علیهاالسلام در این باره میفرماید: «خداوند ایمان را وسیله پاک کردن نجاست شرک، از روح شما قرار داد»7 تا در سایه آن همه مظاهر شرک از بین برود و قلب که حرم الاهی است جایگاه صاحب خانه شود.
نوشته شده توسط شکیبا در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ساعت موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

"حقیقت" را تنفس کن
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم اهدني لما اختلف فيه من الحق بإذنك إنك تهدي من تشاء إلى صراط مستقيم
ربنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هدیتنا
=================
خداوندا ....
قیامت را باورمان ده تا سرمایه ای که برای حیاتمان داده ای، صرف این نیم روز نکنیم !
==================
وقتی چشم امیدتان به خداباشد .
هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که راست نباشد .
هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که پیش نیاید .
هیچ چیز آنقدر عجیب نیست که دیر نپاید
==================
آزادي بادهاي است كه هزاران تن آن را براي بدمستي مينوشند و يك تن براي سرمستي!
==================
گاهي پر از نيازم، گاهي بت صبوري
گاهي خداي احساس، گاهي به فكر دوري
روزي پرنده اي با حال و هواي پرواز
يك روز دلشكسته، دلگير ِ روز آغاز
دلگرم ساز باران، گاهي گل بهارم
پاييز مبتلا را گاهي به سينه دارم
گاهي دلم هواي يك شعر و يك ترانه
روزي نگفتن از تو، زيباترين بهانه
گاهي در آسمانم صدها ستاره دارم
برخي شبان تاريك، تنها و بيقرارم
گاهي خداي عشقم از بس كه پُراميدم
گاهي در آرزوي يك لحظه ي سپيدم
گاهي بهار احساس، سرزنده از نگاهي
گاهي اسير ترديد، همخانه ي سياهي
گاهي رسيده بر من صدها گل بهانه
گاهي اسير كينه از هرچه عاشقانه
گاهي به پاي اين دل تا انتها نشينم
گاهي غرور محضم، تشويش آتشينم
اين روزگار صدرنگ، صدها ترانه دارد
گاهي هواي سازش، گاهي بهانه دارد
هر قصه اي سراسر درگير تلخ و شيرين
از چشم من نبين تو، تقدير گشته تعيين
====================
اگر اشتیاق تو برای دانستن حقیقت زندگی شدت بگیرد ...آن گاه آنچه که امروز اشتیاق است روزی دستاورد تو خواهد شد اشتیاقی سوزان ، تمامی آن چیزی است که نیاز داریم...نه چیزی دیگر !!
همان طور که رودخانه ها دریا را می جویند ..انسان نیز اگر طالب باشد می تواند حقیقت را بیابد..هیچ قله و هیچ کوهی نمی تواند او را از رفتن باز دارد.
در واقع چالش آنها ( کوه ها و دره ها ) حس ماجراجویی او را بیدار می کند !
حقیقت در درون هر فردی است ... رودها باید دریا را پیدا کنند ...اما دریای ما در جان ماست!!
در شگفت ام که خیلی ها تشنه اند و هنوز به ان دست نیافته اند...در واقع ، آنها حقیقتاً طالب آن نیستند .. ما فقط باید طالب باشیم ، نه چیز ی دیگر...آن گاه طالب به تدریج محو می شود
محدوده ای هست که طالب به آن می رسد .. طالب به نقطه تبخیر می رسد... جایی که طالب ناپدید می شود و فقط طلب باقی می ماند !!
====================
از خودم خط کشیده ام تا تو
قطره: من . رود : راه . دریا : تو
دستهایم دو جاده از خاکند
از زمین با دعا به بالا ، تو
از تو دورم که اندکم ، اما
با تو بسیار می شوم ، با تو
مانده با یک کلاف سرگرم ، من
پاسخ این همه معما ، تو
رو به هر سو که می کنم هستی
بین هر ازدحام ، تنها تو
هر چه بیراهه رفته ، برگشتم
از همیشه خودم به حالا تو
نام تو بر دل و لبم جاری
ذکر من لا اله الا تو
====================
ما دل به غم تو بسته داریم ای دوست
درد تو به جان خسته داریم ای دوست
گفتی که به دل شکستگان نزدیکیم
ما نیز دل شکسته داریم ای دوست
====================
در کوی ما شکسته دلی می خرند و بس
بازار خود فروشی از آن سوی دیگر است
یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب
از هر زبان که می شنوم نا مکرر است
====================
خدا کسب و کار من است ...
او را میخرم و به بهای تبسمی ژرف که بر لبانتان مینشانم به شما میفروشم و اینچنین است که همیشه سود میکنم.
==================
زلال باش ... ، زلال باش ... ،
زلال تر از قطرات اشک
فرقی نمی كند كه گودال كوچك آبی باشی یا دریای بیكران،
زلال كه باشی، آسمان در تو پیداست.
==================
پیامبر اکرم (ص) :
اگر خدا را چنان که شایسته ی شناختن اوست می شناختید؛ با دعایتان کوه ها جابه جا می شدند.
==================
عارف شو ! عاشق شو !
عاقلی پس از آن می آید!
===============
من، حقیقت را... در زنجیر دیده ام.
من، حقیقت را.... پاره پاره بر خاک دیده ام.
من، حقیقت را... بر سرِ نیزه...دیده ام.
جملات پایانی فیلمنامۀ "روز واقعه"
بهرام بیضایی
===============
خداگو با خداجو فرق دارد
حقیقت با هیاهو فرق دارد
==================
هر كه ما را ياد كرد ايزد مر او را يار باد
هر كه ما را خوار كرد از عمر برخوردار باد
هر كه اندر ره ما خارى فكند از دشمنى
هر گلى كز باغ وصلش بشكفد بى خار باد
==================
اللًّهُـ‗__‗ـمَ صَّـ‗__‗ـلِ عَـ‗__‗ـلَى
مُحَمَّـ‗__‗ـدٍ وَ آلِ مُحَمَّـ‗__‗ـَد
و عَجِّـ‗__‗ـلّ فَّرَجَهُـ‗__‗ـم
==================
حقیقت آینه ای بود ...
افتاد و شکست ..
هر کسی تکه ای از آن یافت و ..
گمان کرد .. تمام حقیقت را یافته است.
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
آرشيو
طراح قالب
POWERED BY